۱۳۸۹ خرداد ۲, یکشنبه

این خانه فراموش شده

خب اینجا وبلاگ من هست. ولی چه فایده که نه خودم میام بهش سر بزنم و نه اصلا خواننده ای داره. البته میتونست خواننده داشته باشه ولی با توجه به جو موجود تمایلی به نوشتن در این خانه فراموش شده ندارم. امیدوارم روزی فرا برسه که در مملکتم یک جو مناسب به وجود میاد. شاید عافیت طلبی باشه ولی خب چاره ای ندارم.

۱۳۸۷ مرداد ۲۳, چهارشنبه

آخه ما کی می خواهیم از تاریخ درس بگیریم؟

سایت « تابناک » در مقاله ای تحت عنوان « نگاهي گذرا بر جنگ جديد در قفقاز » به بررسی جنگ بین روسیه و گرجستان پرداخته است. اما نکته حیرت آور این است که نویسنده مقاله ظاهرا خیلی خوشحال است که این اتفاق میمون و مبارک رخ داده چرا که تلویحا بیان کرده که این جنگ باعث شکاف بین آمریکا و روسیه شده است و این در جریان موضوع هسته ای « ایران » موثر واقع خواهد شد.
واقعا مایه تاسف است اتخاذ این گونه مواضع.
اولا چرا دولت ما چشمش را بر روی جنایات روس ها در این جنگ اخیر بسته است؟.
ثانیا زیاد نباید خوشحال باشیم چون به وقتش روس ها با آمریکائی ها تبانی می کنند.
ثالثا ما اینقدر بدبخت نشده ایم که برای برد در یک ماجرا بخواهیم انسانیتمان را که همانا دفاع از مظلوم است ، رها کنیم.
فرقی بین روسیه امروز و روسیه زمان کمونیست ها و روسیه زمان تزارها وجود ندارد.
آخه ما کی می خواهیم از تاریخ درس بگیریم؟

۱۳۸۷ مرداد ۲۱, دوشنبه

تیکه بر هیچ

این روز ها شاهد درگیری های شدیدی بین روسیه و گرجستان هستیم. واقعا غم انگیز است. به هر حال منطقه قفقاز برای ما از جهت تاریخی مهم است ولی خب از دست ما خارج شده است.
اما جالب این جاست که در چند روز اخیر رسانه های دولتی و طرفدار دولت ما به طور ضمنی از روسیه جانب داری می کنند.
یکی از با زیباترین طرفداری ها را در مقاله « خبرگزاری مهر» می بینیم.
البته نگارنده از جهتی با نویسنده مقاله فوق موافقم، چرا که اصولا تکیه بر قدرت های خارجی همانا تکیه بر باد است.
ما هم کم کم داریم بر باد تکیه می کنیم.
یعنی خیلی وقته که بر باد تکیه کرده ایم.
مقصود بنده تکیه بر روسیه و چین هست.
این عطش ما برای اتحاد استراتژیک با این دو کشور برای چیست؟
این همه امتیازات آنچنانی به این دو کشور برای چیست؟
بازر ما پر شده از کالاهای بی کیفیت چینی.
هواپیماهای از رده خارج روسی میخریم که چه بشود؟
که مثلا روسیه بیاد جلو آمریکا ازما طرفداری کنه.
هیچ گاه این اتفاق نخواهد افتاد. فقط این پول ملت بدبخت ایران است که به جیب گشاد روس ها و چینی ها واریز می شود.
اگر خدای نکرده جنگی هم رخ دهد ، روسیه و چین اولین کشورهایی خواهند بود که زیرآب ما خواهند زد.
اگر گرجستان بر باد تکیه کرد، ما بر هیچ تکیه کرده ایم.

۱۳۸۷ مرداد ۱۸, جمعه

پاشنه آشیل احزاب

شاید عده ای معتقد باشند که اصولا چیزی بنام حزب در درون ایران وجود ندارد. اما نظر نگارنده خلاف این است.
ما دارای احزاب قانونی تقریبا زیادی - با توجه به جمعیت کشور و سابقه کار احزاب - هستیم. البته منظور از کلمه « حزب » در این نوشته همان تعریف قانونی آن در چهارچوب قوانین و مقررات کشور « جمهوری اسلامی ایران » است که انصافا دارای فعالیت های خوبی هم هستند و نظرشان هم خیراست.
اما سئوال اینجاست که چرا این احزاب نتوانسته اند کارکرد مطلوب را داشته باشند.
این یک سئوال اساسی هست و از زوایای گوناگونی می توان به آن پرداخت.
اما یک زاویه که شاید کمتر مورد توجه بوده این است که تمامی این احزاب توجه خود را به اقشار خاصی معطوف کرده اند.
مثلا اکثر آنها بیشتر به قشر روشنفکر و دانشجو توجه دارند و از عامه مردم غفلت کرده اند. در حالی که یک جامعه فقط از روشنفکر و دانشجو تشکیل نشده است.
کسبه، کارگران و... هم هستند در جامعه.
یک حزب وقتی می تواند افکار خوب خود را در عمل پیاده کند که به همه اقشار توجه کند. در کشورهایی مثل « آمریکا » - به طور خاص توجه نگارنده بر روی این کشور است - که حزب دارای سازمان قوی هست و یک نگاه فرا قشری حاکم است. یعنی مثلا « حزب دموکرات » در تمامی ایلات دارای تشکیلات منسجم است و در بین تمامی گروه های اجتماعی عضو دارد. طبعا در زمانی که حزب مثلا نیاز مالی دارد همه اعضا کمک میکنند.
اما در ایران اینگونه نیست.
از طرف د یگر ریزش افکار از سمت نخبگان هم هیچگاه صورت نمی گیرد و یا اگر صورت بگیرد زمانی هست که دیگر تاریخ مصرفش گذشته است و این همان پاشنه آشیل احزاب است.

۱۳۸۷ مرداد ۱۵, سه‌شنبه

فاکتورهای افزایش ضریب امنیت ملی

اصولا مهمترین مسئله برای هر کشوری در جهان همانا امنیت ملی است. چرا که اگر امنیت ملی یک ملت تامین شود فضا برای انواع فعالیت های سازنده باز خواهد بود ولی اگر این مهم به خطر بیفتد و یا کلا تعطیل شود دیگر فضایی باقی نخواهد ماند که کسی بخواهد فعالیت کند.
اکنون سئوال اساسی این جاست که این ضریب را چگونه می توان بهبود بخشید.
به نظر نگارنده که در جامعه ایران زندگی میکند چند راهکار اساسی بر ای بهبود این ضریب وجود دارد.
  1. مهار تورم لجام گسیخته موجود.
  2. افزایش میزان دستمزدها.
  3. بها دادن به تمامی اقشار از هر دسته و گروه و عقیده.
  4. گیر ندادن به جوانان.
  5. نگاه درون مرزی داشتن به جای نگاه برون مرزی.

دولتمردان ما باید به این باور برسند که امنیت ملی ایران امروز را کاسب کنار خیابان تامین می کند و نه گروه هایی مثل «حزب الله لبنان»، «حماس» و یا مثلا« هوگو چاوز».

اگر به ملت بها داده شود دیگر از هیچ قدرتی هراسی نیست و خود مردم بصورت اوتومات ضریب را به نهایت درجه خواهند رساند همانگونه که تا کنون چنین کرده اند.

یادمان باشد که اگر در سر پستی هستیم به مدد همین مردم است.

۱۳۸۷ مرداد ۱۴, دوشنبه

دلایل یک اصرار

خب ظاهرا تنور انتخابات ریاست جمهوری در ایران این سری خیلی زودتر از دوره های پیش گرم شده و هر روز هم درجه حرارت تنور فوق بالا و بالاتر میره.
دلایل این گرم شدن زودهنگام چه هست.
اکثر احزاب معتبر و قانونی در داخل ایران شروع کرده اند به تحلیل ها و تفسیر ها در باب کاندیداهای احتمالی و سایر پیش بینی ها.
اما چهره خوش نام و دوست داشتنی ، حداقل برای توده مردم و به تبع آن کارشناسان فهیم حوزه ساسیت کسی نیست جز« سید محمد خاتمی» .
شاید یکی از شاخص ترین کارشناسان مسائل سیاسی که از تمام زوایا به حضور خاتمی در انتخابات می نگرد و بر آن اصرار می ورزد،« سید مصطفی تاج زاده » است.
اما از زاویه دیگری هم میتوان نگریست. کسانی که با این دید می نگرند نیز استدلال درستی دارند، کسانی چون « شمس الدین وهابی».
در پایان از هر دریچه ای که به موضوع نگاه کنیم به یک نتیجه می رسیم و آن نتیجه همان ضرورت حضور خاتمی در انتخابات است.
اما از دید من، خاتمی یک فاکتور اساسی دارد و آن فاکتور ، فاکتور تیپ است.

۱۳۸۷ مرداد ۱۰, پنجشنبه

حکایت ما و انتخابات آمریکا

شاید برای هیچ کشوری به اندازه کشور ما انتخابات آمریکا مهم نباشه. به راستی چرا ما باید اینقدر به این داستان اهمیت بدیم. چرا باید واسمون مهم باشه که مک کین بیاد یا حسین اوباما.
اونا واسه کشور خودشون فعالیت میکنن و نه ما.
شاید زمامداران امروز ایران فکر میکنند که اگه مثلا اوباما بیاد ، میرن با هم شابدوالعظیم و بعدشم حتما یه دست چلوکباب سلطانی میزنن تو رگ.
من مخالف برقرای رابطه نیستم ولی میخام بگم که بابا جان هر شخصی که پریزیدنت ایالات متحده بشه طبق سوگندی که به قانون اساسی آمریکا میخوره ، حافظ منافع ملتش هست و نه ما.
تازه اگه سر برقراری رابطه هست چرا زمانی که خاتمی میخواست رابطه را حسنه کنه جلوشو گرفتن.

درس های تاریخ

شاید یکی از بهترین عناوین خبری روزهای اخیر دستگیری رادوان کاراجيج رهبر سابق صربهای بوسنی باشد. این جنایتکار خون آشام پس از سالها ، اکنون در چنگال عدالت است و بلاخره مجازات خواهد شد.
این مایه خوشحالیست که یک همچین موجود خبیثی تقاص اعمال خود را پس می دهد اما به نظر من خوشحال کننده تر این است که جامعه جهانی به این باور رسیده است که افراد خاطی در این سطح باید مجازات شوند.
اصولا باید از تاریخ درس گرفت چرا که تاریخ بارها به نوع بشر ثابت کرده است که نژادپرستی عاقبت خوشی ندارد هرچند که ممکن است در مقاطعی نژادپرستان به ظاهر پیروز میدان باشند ولی دیری نمی پاید که طومارشان درهم پیچیده خواهد شد.
وطیفه بشر امروز از هر زمان دیگری سنگینتر است.
ما باید به فرزندانمان بیاموزیم که جز عشق و محبت چیز دیگری دوام و قوام نخواهد داشت و افکار افراطی ره به جایی نخواهند برد.
تمامی انسانها از هر نژاد و آئین با هم برابرند و باید در کنار یکدیگر با مهر و محبت زندگی کنند.